تبليغاتX
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی
انتظار از ديدگاه دكتر علي شريعتي 

شريعتي در ابتداي سخن از حساس بودن مسئله اتنظار به جهت اينكه اساس احساس، انديشه و مسئوليت اجتماعي ما را در بر مي گيرد سخن به ميان مي آورد و به عنوان يك معلم بي طرف تاريخ اديان، از زواياي ديد مختلف قشرهاي متفاوت جامعه از قبيل قشر روشنفكر، علمي، ضد علمي، مذهبي، غير مذهبي، اجتماعي، ضد اجتماعي، علمي – مادي و تحصيلكرده ي غير مذهبي، «انتظار» را مورد بررسي قرار داده و اصل انتظار را به معناي كلي دو نوع مي داند: اصل انتظار به معناي كلي – نه انتظار خاص شيعي – دو نوع است: انتظار منفي و انتظار مثبت. اين دو انتظار درست ضد يكديگر ند. يكي بزرگترين عامل انحطاط است و ديگري بزرگترين عامل حركت و ارتقاء، يكي تن دادن به ذلت و توجيه وضع موجود، ديگري پيش رونده و آينده گر. . .

 

انتظار به اين معني است كه گروهي «منتظر» باشند كه نجات بخش خواهد آمد. پس اين فكر چهار پايه ي اساسي دارد: 1- اسارت 2- غيبت 3- انتظار 4- نجات

 

از انتظار و اعتقاد به اين كه نجات بخشي كه اكنون غائب است خواهد آمد و عدالت را مستقر خواهد كرد و بشريت را نجات خواهد داد و حقيقت و عدل و برا بري پيروز خواهد شد، به صورت منفيش دشمنان عدالت و عاملين فساد و تبهكاري و كساني كه هيچ مسووليتي در زندگيشان نمي شناسند و هيچ حدي از شرارت و فسادشان را محدود   نمي كنند استناد مي كنند، به اين معنا مردم را قانع و معتقد مي كنند كه نجات بشر و استقرار عدالت فقط و فقط موكول به ظهور نجات بخش خاص غيبي است نه هيچ كس و كسان ديگر. . . . 

 

و چنين استدلال مي كنند كه اگر ما عدالت را استقرار نمي دهيم و اگر قدرتي يا حكومتي ظلم و فساد مي كند، جبري و طبيعي است غير عادي نيست و چون طبيعي است بايد پذيرفت كه پذيرفتني است و چون ناگذير و حتمي است در برابرش مخالفت و مقاومت ممكن نيست و هر كوشش و فداكاري در راه عدالت و اصلاح عموم بيهوده است، پوچ است . مي بينيم كه غيبت – با اين گونه توجيه از «انتظار منفي» بهترين وسيله است براي كساني كه جنايت و ظلم و ستم و فساد مي كنند و دين و مذهب را آلت منافع گروهي و مادي و سياسي و معنوي خودشان كرده اند تا به نيابت امام از پيروان او كار بگيرند و بر گرده انديشه و اقتصاد و زندگي و كوشش و فعاليت آنها سوار شوند. . .

 

اما همين اصول با همين اعتقادات – يعني اعتقاد به انتظار، اعتقاد به دوره غيبت و اعتقاد به جبري و حتمي بودن نجات در آخر الزمان، يك رويه متضاد با اين رويه دارد كه بزرگترين قدرت نفي كننده اين عوامل است و مردمي كه مجهز به اين ايدئولوژي اند نيرومند ترين سلاح را براي نابودي فساد و بزرگترين ضربه را براي كوبيدن ظلم و بزرگترين انرژي براي حركت به طرف آينده دارا مي باشند.

 

. . .انتظار، جبر تاريخ است. اين مسئله براي روشنفكران كه با مكتبها و فلسفه هاي علمي تاريخ آشنايي دارند بي نهايت شور انگيز است. هر كس اين سوال به ذهنش مي رسد كه امام زمان، اين رهبر نجات بخش انتهاي تاريخ، چگونه مي تواند بر جهان پيروز شود؟ در اينجا امام صادق (ع) يك توجيه بسيار عميق و كاملاً جامعه شناسانه و تاريخي دارد كه: «قدرتهاي ستمكار و قطبهاي جنايت و ظلم به قدري از درون به فساد خواهند رفت كه مقاومتشان را از دست مي دهند و آنگاه شما از بيهوشي و خواب خرگوشي بيدار شده و چون مسلح به نيروي ايمان و آگاهي هستيد بر آن قدرتهاي از درون پوسيده و از بيرون فرسوده پيروز مي شويد» و اين پيروزي بر اساس منطق و غيبت و سنتهاي اجتماعي است، سنتهايي كه در اسلام قوانين خداوند است نه قوانين ماترياليستي.

 

«انتظار يعني». . . تسلسل و وحدت تاريخي - انتظار- به اين عنواني كه در تشيع هست، سه دوره را به هم متصل مي كند. دوره اول، نبوت و دوره دوم، امامت و پس از آن غيبت است كه در آن، نه نبوت وجود دارد و نه امامت حكومت عيني دارد. . .

 

منتظر، هم از لحاظ فكري و هم از نظر علمي و مادي. . . انسان آماده اي است كه هر لحظه احتمال مي دهد شيپور انقلاب نهايي نواخته شود و او خود را مسئول شركت در اين جهاد كه بر اساس قوانين جبري الهي قطعاً آغاز خواهد شد مي داند و خود به خود آماده است، هم متعهد، و هم مجهز و هر شيعه به اميد شنيدن آواز امام سر بر بستر مي نهاد. . .

 

 اعتقاد به انتظار، اعتقاد به اين است كه وعده ي خداوند در قرآن براي مسلمانان و همچنين ايده آل هر انسان ستمديده و آرزوي همه توده هاي محروم تحقق پيدا خواهد كرد و جامعه بي طبقه، بي ستم، بي ظلم، بي تزوير و جامعه اي كه در آن انسان، عدالت، قسط و حقيقت براي هميشه حاكم خواهد بود، كه هرگز بازيچه ستمكاران و فريبكاران نخواهد شد، و علي رغم همه عاملان نيرومند مسلح فساد و ظلم، پيروز خواهد شد.

 

منتظر، انسان متعهدي است كه هر لحظه در انتظار قطعي نظامهاي ضد انساني است و همواره خود را براي شركت در چنين انقلاب جهاني و بدر دومي كه با شمشير علي (ع) و زره پيغمبر (ص) و به دست فرزند پيغمبر و علي بر پا مي شود، آماده مي كند.

 

و بنابرين، انتظار مذهب اعتراض و نفي مطلق نظام حاكم و وضع موجود است، در هر شكلي، انتظار نه تنها از انسان سلب مسوليت نمي كند، بلكه مسوليت او را در سرنوشت خودش و سرنوشت حقيقت و سرنوشت انسان، سنگين، فوري، منطقي و حياتي مي كند.

|+|
نوشته شده توسط در Fri 8 Feb 2008 و ساعت 20:54