تبليغاتX
افکار و عقاید شهید دکتر علی شریعتی
شريعتي و مانيفست اسلاميت 

«خدايا! كمكم كن كه هيچ حقيقتي رافداي هيچ مصلحتي نكنم.» و دكترشريعتي با بيان اين جمله نشان مي‌دهد كه درد و درمان را به خوبي مي‌شناسد. او نشان مي‌دهد كه  بخش عمده‌اي ازمشكلات جامعه ايراني همين ترجيح دادن حقيقت بر مصلحت است و همين عامل معطل ماندن قانون دركشور ماست، تاجائيكه حتي برخي احكام دين و شريعت از گزند آن درامان نمانده‌اند.

امروزه خيلي‌ها معتقدند كه ديگر عصر تفكرات شريعتي به سرآمده و انديشه‌هاي او ديگر نمي‌تواند راه گشا باشد. او را به  شدت ايدئولوگ و انديشه‌هايش را كاملاً آرماني مي‌پندارند، كه هرگز قابليت اجرا ندارند. اما چرا هنوز شريعتي و انديشه‌هايش در نزد عوام و خواص، و دوست و دشمن محترم است؟ به چه دليل است كه هركس وارد مباحث روشنفكري و جامعه‌شناسي مي‌شود، مطالعه آثار دكتر شريعتي را بر خود فرض مي‌داند؟ يقيناً به اين دليل است كه شريعتي با زبان عامه مردم صحبت مي‌كند و خود را جداي از ملت نمي‌پندارد. او خود را از طبقه خواص و بيگانه با عوام نمي‌داند. شريعتي از شريعت و كاركرد آن در جامعه مي‌گويد و راه را با چراغ اسلام نشان مي‌دهد و چون دين مطابق با فطرت انسانهاست، شريعتي باقلمش، فطرت خفته جامعه را هدف قرار مي‌دهد و آنرا برمي‌انگيزاند، بدون آنكه بتوان به وي برچسب شورشي و يا آنارشيست زد. شريعتي يك روشنفكرحقيقي است اما از الگوي غربي آن پيروي نمي‌كند بلكه يك اسلامگراي محض است، اما او در آثارش با استفاده از رهنمودهاي دين همانند غرب پيشرفته بودن را تبليغ مي‌كند و شايد از همين روست كه عده‌اي او را تكنوكرات مي‌خوانند و رجوع به آثار شريعتي براي شناخت دين را اشتباه مي‌دانند، اما «اسلام شناسي» دكترشريعتي، شايد بي‌نظيرترين مجموعه درسهاي اسلام در150 سال اخير بوده باشد. دكترشريعتي دراسلام شناسي خود با معرفي ساير نظامهاي حكومتي و مكاتب فلسفي كه منشا اكثريت مطلق آنها غرب بوده است دو عامل را تبيين مي‌كند: اول اينكه غرب از ارائه الگوي صحيح حركت براي انسان در طبيعت و جامعه عاجز است و همواره در آزمون و خطا سرگردان، و ديگراينكه به معرفي ظرفيتهاي پنهان اسلام مي‌پردازد و با مقايسه آن با سايرمكاتب نشان مي‌دهدكه اگراسلام بطور كامل وارد جامعه شود و حكومت را در دست گيرد توانايي ايجاد بستر مناسب براي رشد آدمي را داراست. اما بايد ديد كه اسلام شريعتي چگونه اسلامي است؟ دكترشريعتي بااسلام خانقاهي و صوفيانه سرناسازگاري دارد و آنرا عامل گمراهي مي‌داند. او تارك دنيا بودن و اباحي‌گري در دين را رد مي‌كند و مي‌گويد: «خدايا! جامعه‌ام را از بيماري عرفان ومعنويت زدگي شفابخش، تا به زندگي و واقعيت بازگردد و مرا از ابتذال زندگي و بيماري واقعيت زدگي نجات بخش تا به آزادي عرفاني و كمال معنوي برسم.»(1) در واقع او اسلام و معنويت ديني را نه در پس خانقاه. كه در ميان مردم و جامعه مي‌جويد و تجلي دين و اسلام علوي را در دنيا و امور روزمره آن مي‌خواهد نه فقط براي آخرت:«خدايا! به مذهبي‌ها بفهمان كه: آدم از خاك است. بگو كه يك پديده مادي نيز به همان اندازه خدا را معني مي‌كند كه يك پديده غيبي. در دنيا همان اندازه خدا وجود دارد كه درآخرت، و مذهب، اگر پيش از مرگ بكار نيايد، پس از مرگ به هيچ كار نخواهد آمد!»


برای دیدن متن کامل کلیک کنید
|+|
نوشته شده توسط در Wed 19 Aug 2009 و ساعت 12:44
فضيلت ها و جذابيت هاي دكتر شريعتي 

به درستي كه فضيلت ها و برجستگي هاي دكتر شريعتي آن قدر فراوان و گوناگون است كه نمي دانم از كجا آغاز كنم. از قلم سحار و جذاب و پرمحتوايش كه همه وجود مخاطب را در برمي گيرد و او را تاپايان رها نمي كند، يا از زبان شيرين و دلنشين و اثرگذارش كه جان ها را تسخير مي كرد يا از خلوصي كه در كلامش بود و بر«رياي» رقيب هيبت مي زد و آن را از صحنه مي راند تا به محبوب نزديك تر شود، يا از سوز و شور وجودش كه او را به نجات مستضعفان فرا مي خواند يا از آن روح بلندش كه پيش پاي دانشجويش به تواضع مي ايستاد يا از «نفس محترمه» و «مطمئنه اش» كه هيچ گاه پيش روي«اماره» و «ماده» سر فرود نياورد، يا از چهره گرم و جذابش كه هر كس را با يك ديدار براي هميشه ارادتمند خود مي كرد، يا از ساده زيستي او حاكي از بي اعتنايي او به«زينت حيات دنيا» بود. يا از«نابع» بودن چشمه دانشش كه همواره جوشان بود. در اين باره يادم هست كه روزي از او پرسيدم: دكتر! من كه نمي بينم، شما براي سخنراني ها پيشاپيش مطالعه كنيد پس اين همه اطلاعات را از كجا مي آوريد؟

دكتر گفت: وقتي به طرف تريبون مي روم، موضوعي را به ذهن مي سپارم، سپس مطالب مربوط به آن از خوانده هاي قبلي ام فراهم مي آيند. اگر قبلا مطالعه كنم، محدود مي شوم و نمي توانم سخن مفيدي بگويم. (به ادامه مطلب بروید)


برای دیدن متن کامل کلیک کنید
|+|
نوشته شده توسط در Wed 5 Aug 2009 و ساعت 17:58
‌روشنفكر از دیدگاه دكتر شريعتي‌ 

بيش‌ از صد سال‌ است‌ كه‌ جوامع‌ مشرق‌زمين‌ با گذشته‌ي‌ قرون‌ وسطايي‌ و سير تحولات‌ مغرب‌زمين‌ و انتقال‌ آن‌ به‌ جهان‌ نوين‌ آشنا شده‌اند اين‌ بيداري، متفكران‌ مسلمان‌ را در روند نوگرايي‌ و پاسخ‌ به‌ پرسش‌هاي‌ متنوعي‌ از جمله‌ علل‌ انحطاط‌ و عقب‌ماندگي‌ قرار داد و جريان‌هاي‌ روشنفكري‌ را در كشورهاي‌ اسلامي‌ ظاهر ساخت. شريعتي‌ از معدود شخصيت‌هاي‌ علمي‌ قبل‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ است‌ كه‌ در جريان‌ روشنفكري‌ ديني، گام‌هاي‌ بلندي‌ برداشت‌ و در باب‌ چيستي، رسالت، ويژگي‌ها و آفات‌ روشنفكري، مطالب‌ فراواني‌ را نگاشت. وي‌ دانشوري‌ دردمند، متدين‌ و بسيار پر جنب‌وجوش‌ بود. پرسش‌ از غفلت‌ و سير قهقرايي‌ مسلمين‌ و توجه‌ به‌ غرب‌زدگي‌ و حضور دين‌ در عرصه‌ي‌ اجتماع‌ و نقش‌ و كاركرد دين‌ در زندگي‌ بشر و رابطه‌ تجدد و دينداري، از مهم‌ترين‌ دغدغه‌هاي‌ دكتر شريعتي‌ به‌ شمار مي‌رود، به‌ همين‌ جهت‌ شناختن‌ و شناساندن‌ شريعتي‌ در اين‌ عصر نيز از تكاليف‌ متفكران‌ مي‌باشد و اينك‌ انديشه‌هاي‌ آن‌ متفكر فرزانه‌ را در ابواب‌ ذيل‌ گزارش‌ مي‌دهيم.

 

چيستي‌ روشنفكري‌ و ويژگي‌هاي‌ آن‌

روشنفكر از ديدگاه‌ شريعتي‌ به‌ انسان‌ خودآگاه‌ و متعصبي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ جامعه، زمان‌ و زبان‌ مردم‌ خويش‌ را خوب‌ بشناسد و بينشي‌ انتقادي‌ داشته‌ باشد، به‌ همين‌ دليل‌ لزوما فيلسوف‌ و دانشمند بودن‌ و نويسندگي‌ و هنرمندي‌ از اوصاف‌ لازم‌ و ضرور او به‌ شمار نمي‌رود، بنابراين‌ شريعتي‌ در تبيين‌ و توصيف‌ اين‌ پديده، به‌ دو نوع‌ حيثيت‌سلبي‌ و ايجابي‌ اشاره‌ دارد، در حيثيت‌ ايجابي، ويژگي‌هاي‌ ايجابي‌ و در حيثيت‌ سلبي، ويژگي‌هاي‌ سلبي‌ را بيان‌ مي‌كند و اما ويژگي‌هاي‌ سلبي‌ روشنفكر از ديدگاه‌ دكتر شريعتي‌ به‌ شرح‌ ذيل‌ است که می توانید در ادامه مطلب ملاحظه کنید.


برای دیدن متن کامل کلیک کنید
|+|
نوشته شده توسط در Sun 2 Aug 2009 و ساعت 19:7