شهادت دکتر علی شریعتی را به
تمامی حق طلبان فهیم جهان تسلیت
عرض می نمایم
|
شهادت دکتر علی شریعتی را به
تمامی حق طلبان فهیم جهان تسلیت
عرض می نمایم
|+|
نوشته شده توسط غریب آشنا در Wed 18 Jun 2008 و ساعت 0:20
در مراسمي با حضور مهدي چمران، صادق طباطبايي، سيدمحمود دعايي و ميناچي خانه موزهي دكتر علي شريعتي گشايش يافت.
به گزارش خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي اين مراسم، محمدمهدي عسگرپور ـ معاون هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران ـ با اشاره به برخي اظهار نظرها، گفت:از جمله اهداف تاسيس اين موزه، ايجاد مركزي براي تضارب آرا و افكار در زمينههاي مربوط به حوزههاي نظري و جامعهشناسي است. اينجا فقط موزه نيست، بلكه مكاني براي رفت و آمد متفكران نيز است. در ادامهي اين مراسم، جلال رفيع كه كتاب «نماز تسليم انساني عصيانگر» نوشتهي او با نام دكتر شريعتي در دوران پيش از انقلاب اسلامي منتشر شده است، با يادآوري خاطراتي از دوران قبل از انقلاب، اظهار داشت: از دكتر شريعتي هيچ خاطرهاي ندارم. در عين حال، سر تا پا خاطرهام. هرجا رسيدم، دست كم بهجاي دكتر شريعتي كمي كتك خوردم؛ در هر كجا در زندان نام دكتر شريعتي را ميبردم، دست كم يك سيلي ميخوردم. من دانشجو بودم و شيفتهي دكتر شريعتي؛ از همان نسلي هستم كه عمر و هستي خود را به پاي دكتر شريعتي گذاشت. وي با اشاره به اينكه همهي انديشهها و نوشتههايم از دكتر شريعتي است، بيان كرد: اگر سخني دربارهي نوشتههايم بتوان گفت، اين است كه انعكاسي از انديشههاي دكتر شريعتي در نسل ماست. در واقع، شريعتي كشتهي حقيقت و نقد و نقادي بود. برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید |+|
نوشته شده توسط غریب آشنا در Mon 16 Jun 2008 و ساعت 11:50 وقتی که دکتر از تدریس در دانشگاه مشهد محروم شد و در وزارت علوم تهران به کار اداری وادار ! این متن را نوشت و از مشهد - شهر شهادت - خداحافظی کرد. در ابتدای سخنان دکتر شریعتی شعری از شاعر عرب دعبل خزایی آورده است . وی این شعر را زمانی که در قم یود و خبر شهادت امام رضا (ع) را شنید سرود .(در اینجا ترجمه شعر آورده شده است. ) در طوس دو قبر هست : قبر بهترین مردم و قبر بدترین مردم و این عبرتی است . ناپاک از جوار پاک سودی نمی برد و پاک از جوار ناپاک زیانی نمی بیند . هرگز، زیرا که هر انسانی در گرو دست آورد خویش است و هر کسی را دو انتخاب است، پس تو پاکی را بر گیر یا ناپاکی را . اگر روزگار بتواند بخندد هرگز خداوند نیشش رابه خنده نمی گشاید که زادگان احمد ، قربانی ظلم شدند و شکسته زور . نامشان آماج دشنامها و تهمت ها ، شیرازه خاندانشان گسسته و جمعشان پراکنده ، از خانه و کاشانه گرمشان راندند و از شهر و دیارشان تبعید کردند ، گویی جنایتی کرده اند که بخشودنی نیست . ------------------------------------------------------------------------------------------- و چه پر معنی این " بارگاه ولایتمدار سلطان ارض طوس " و چه سمبل فصیح و بلیغی این " گنبد طلا " بام حرم . حرمیکه در آن خلیفه و امام ، جلاد و شهید در کنار هم آرمیده اند ... چه می گویم ؟ هارون در وسط و امام در کنار . یعنی که برای تکریم امام ، نزدیک قبر خلیفه دفنش کرده اند و در گوشه ای از مقبرهُ خلیفه ! و مدفن امام ، در آغاز خانه حمید بن قحطبه . و صحن حرم امام ، باغ او ، باغی که امام را به انگور مسمومش پذیرایی کرد! عجبا که "بنا" تا کجا می تواند آموزنده باشد و آگاه کننده ! برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید |+|
نوشته شده توسط غریب آشنا در Wed 7 May 2008 و ساعت 20:3
سخن از نوروز گفتن دشوار است . نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ... نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت.
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید |+|
نوشته شده توسط غریب آشنا در Sun 16 Mar 2008 و ساعت 19:2
انتظار و منتظر بودن امري است مسلم كه در تمامي اديان آسماني و ساير فرق از آن صحبت به ميان آمده و به انواع مختلف اين مسئله مورد تامل قرار گرفته و در مورد آن به زبانهاي گوناگون بحث به ميان آمده، آنگونه كه فوتوريسم يعني اعتقاد به دوره آخر الزمان و ظهور منجي غيبي و مصلح جهان نمونه اي از آن مي باشد كه در كيش هاي آسماني يعني جودائيسم (يهود) و سه مذهب عمده مسيحيت (كاتوليك – پروتستان – ارتدكس) و بطور كلي در ميان مدعيان نبوت به مثابه يك اصل مسلم و قابل قبول مطرح مي باشد. مسئله انتطار به خاطر ابعاد متعدد آن از منظرهاي مختلف و زواياي گوناگون قابل بررسي است كه مي توان آن را از جنبه هاي اعتقادي، تاريخي، تربيتي، اجتماعي و… مورد كنكاش و بررسي قرار داد.
آنچه در اينجا ارايه مي شود نگاه به مقوله انتظار از ديدگاه دكتر شريعتي است كه بيشتر جنبه اجتماعي و تاريخي و طبقاتي دارد. اكنون نگاهي گذرا بر مهمترين اثر دكتر شريعتي در خصوص انتظار داريم .
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید |+|
نوشته شده توسط غریب آشنا در Fri 8 Feb 2008 و ساعت 20:54 سمينار «شريعتي؛ ديروز, امروز, فردا» در سيامين يادمان دكتر علي شريعتي با حضور
چهرههاي علمي و سياسي در حسينيه ارشاد آغاز به كار كرد . برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید |+|
نوشته شده توسط غریب آشنا در Sun 27 Jan 2008 و ساعت 20:25 |
|